وبلاگ

توضیح وبلاگ من

بررسی رابطه سبک های حل مسئله و هوش هیجانی شاگردان با سبک های حل مسئله و هوش هیجانی اولیاءشان- قسمت ۶

توان درک احساسات خوددرک خود–

جدول ۳-۲خلاصه ای از هفت هوش گاردنر منبع ( اسمیت ۱۹۹۸) ص ۶۰ ( به نقل از جهرمی ۱۳۸۳)
گاردنر (۱۹۹۳) هوش را توانایی حل مسائل یا تولید دستاوردهای ارزشمند فرهنگی و اجتماعی می داند . او هفت نوع هوش را بر می شمارد که عبارتند از:۱- هوش موسیقیایی-۲-هوش جسمانی – حرکتی-۳-هوش منطقی –ریاضی-۴-هوش کلامی -۵-هوش فضایی -۶- هوش اجتماعی (بین فردی) -۷- هوش فضایی

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

تعریف هیجان:

گلمن (ترجمه پارسا /۱۳۸۳) می گوید:
“واژه ای که تحت عنوان هیجان به آن اشاره می کنم، اصطلاحی است که روان شناسان و فلاسفه بیش از یک قرن درباره معنای دقیق آن به بحث و جدل پرداخته اند . در فرهنگ لغات انگلیسی آکسفورد ، معنای لغوی هیجان چنین ذکر شده است: هر تحریک یا اغتشاش در ذهن ، احساس ،عاطفه، هر حالت ذهنی قدرتمند یا تهییج شده. من لغت هیجان را برای اشاره به یک احساس ، افکار ، حالت روانی و بیولوژیکی مختص آن و دامنه ای از تمایلات شخص برای عمل کردن بر اساس آن به کار می برم . تعداد هیجان های شناخته شده با در نظر گرفته ترکیبات ،گوناگونی ها ، تحولات و اختلالات جزئی میان آنها به صدها نوع می رسد. در واقع هیجان های ظریف بی شماری وجود دارندکه برای بیان آنها واژه ای نداریم.”
در میان پژوهشگران ، بحث بر سر اینکه آیا اصولا” می توان بعضی از هیجان ها را “اصلی” تلقی کرد- هیجانهایی که به مثابه رنگهای اصلی آبی ، زرد ، قرمزباشد که سایر ترکیبات از آنها سرچشمه بگیرند – و اینکه این هیجان ها کدامند ، بحثی دنباله دار است. تعدادی از نظریه پردازان ، چندین هیجان مشابه را در مجموعه ای واحد جای می دهند . اما جملگی از اعضای آنها از این قرار است:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.
    • خشم [۶۰]: تهاجم ،هتک حرمت ،تنفر ،غضب ،اوقات تلخی ،غیظ ،آزردگی ، پرخاش ،خصومت،اذیت ،تند مزاجی ،دشمنی و شاید در بدترین حالت تنفر وخشونت آسیب شناختی.
    • اندوه [۶۱]: غصه،تاثر،دلتنگی،عبوسی،مالیخولیا،دلسوزی به حال خود ، احساس تنهایی ، دل شکستگی ، نا امیدی و در سطح آسیب شناختی ، افسردگی شدید.

نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

  • ترس[۶۲]: اضطراب ،بیم،نا آرامی ، دلواپسی ، بهت ، نگرانی ،توهم ، ملاحظه کاری ،تردید ،زود رنجی ، ترسیدن ، ترس ناگهانی (شوک) ، وحشت و از نظر آسیب شناسی روانی هراس (فوبی )و وحشت زدگی .
  • شادمانی [۶۳]: شادی،لذت،آسودگی،خرسندی ،سعادت ،شوق ،تفریح ،احساسا غرور ، لذت جسمانی ، به هیجان آمدن ، وجد ، خشنودی ، رضایت ، شنگولی، بوالهوسی ، از خود بی خود شدن، ودر نهایت شیدایی (مانی )
  • عشق [۶۴]: پذیرش، رفاقت ، اعتماد ، مهربانی ، هم ریشگی ،صمیمیت ، پرستش ، شیفتگی ، مبهوت شدن.
  • شگفتی[۶۵]: جا خوردن ، حیرت ، بهت ، تعجب
  • نفرت[۶۶]: تحقیر ، اهانت ، خوار شمردن ، اکراه، بیزاری، بی رغبتی
  • شرم[۶۷]: احساس گناه ، دست پاچگی ، حسرت ، احساس پشیمانی ، احساس پستی ، افسوس ، دل شکستگی و توبه

فهرست مذکور ، یقینا” نمی تواند کلیه سئوال های مربوط به نحوه طبقه بندی هیجان ها را پاسخ دهد. برای مثال : حسادت را ، که گونه ای از خشم آمیخته با اندوه و ترس است چگونه می توان طبقه بندی کرد؟ جایگاه محاسنی همچون امید و ایمان ، شهامت و بخشندگی ، یقین و متانت یا معیب ناپسندی همچون شک، خود پسندی ،تنبلی و بی حالی یا ملال کدام است؟پاسخ روشنی موجود نیست . مجادله ی علمی بر سر نحوه طبقه بندی هیجانها همچنان ادامه دارد.(گلمن/پارسا۱۳۸۳)
این استدلال که چند هیجان محوری وجود دارد تا حدودی وامدار کشفیات پل اکمن ،استاد دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو است . وی معتقد است افراد متعلق به فرهنگ های مختلف در سراسر دنیا ، از جمله افرادی که به فرهنگ های نانویسا تعلق دارند و به احتمال زیاد از سینما یا تلویزیون تاثیر نپذیرفته اند . متوانند حالت های چهره ی حاکی از چهار هیجان (ترس –خشم – اندوه و لذت ) را تشخیص دهند . و همین امر جهان شمول بودن این هیجانها رانشان می دهد . اکمن تصاویری از طرز چهره افراد را که با دقت تکنیکی زیادنشانگر حالت های روحی آنان بود، به افرادی نشان داد که به فرهنگ های بسیار دور افتاده ای همچون قبیله فور در گینه ی نو تعلق داشتند – قبیله ی منزوی که در ارتفاعات دوردست در وضعیت عصر حجر زندگی می کنند- و دریافت ساکنان تمام نقاط دنیا همان چند هیجان پایه را تشخیص می دهند . شایدبتوان گفت اولین باد داروین به موضوع جهان شمول بودن حالت های بیانگر چهره در ابراز هیجان توجه کرد. وی این امر را گواهی بر این امر می دانست که نیروی تکامل ،این نشانه ها را در سیستم عصبی مرکزی انسان ثبت کرده اند.(گلمن /پارسا ۱۳۸۳)

تاریخچه ی هوش هیجانی

تصویر توضیحی برای هوش هیجانی

دو هزار سال پیش افلاطون گفت: « تمام یادگیری ها دارای یک زیربنای هیجانی و عاطفی هستند».  بر اساس گفته ی افلاطون از آن زمان تا کنون دانشمندان، پژوهشگران و فیلسوفان زیادی در جهت اثبات یا نفی نقش احساسات در یادگیری، مطالعات زیادی انجام داده اند (آقایار، ۱۳۸۶).
اقدامات اولیه ی روانشناسان در زمینه ی هوش، متمرکز بر جنبه های شناختی همچون حافظه و حل مسأله بود. در مطالعه ی هوش عمدتاً در کاربرد انطباقی و مناسب مؤلفه های شناختی آن توجه داشته اند (مانند پیاژه، ۱۹۵۰ و کسلر، ۱۹۵۸؛ به نقل از چان، ۲۰۰۳). وکسلر درباره هوش هیجانی می نویسد:
“کوشیده ام نشان دهم که علاوه بر عوامل غیر هوشی ویژه ای نیز وجود دارد که می تواند رفتار هوشمندانه را مشخص کند نمی توانیم هوش عمومی را مورد سنجش قرار دهیم مگر این که آزمون ها ومعیارها یی نیز برای برای سنجش عوامل غیر هوشی در بر داشته باشیم.”
وکسلر در صدد آن بود که جنبه های غیر شناختی و شناختی هوش عمومی را با هم بسنجد و تلاش او در این زمینه را میتوان دراستفاده وی از کار برد خرده آزمون های تنظیم تصاویر و درک و فهم – که دو بخش عمده آزمون وی را تشکیل می دهند –دریافت . در خرده آزمون درک و فهم ، ” سازگاری اجتماعی ” و در تنظیم تصاویر شناخت و تمیز” موقعیتهای اجتماعی ” مورد بررسی قرار میگیرد.( به نقل از رستمی۱۳۸۲)
اما به تدریج دیدگاه های مبتنی بر هوش شناختی جای خود را به مطالعه ی سایر توانایی های موثر بر عملکرد انسان دادند. برای مثال ثرندایک (۱۹۲۰؛ به نقل از نیرسام، دی و کاتانو، ۲۰۰۰) رفتار هوشمندانه را شامل هوش عینی (مهارت ساختن و به کار بردن ابزار و وسایل )، هوش انتزاعی ( توانایی کاربرد کلمات، اعداد و اصول علمی ) و هوش اجتماعی ( شناخت افراد و توانایی عمل خلاقانه در روابط انسانی ) می دانست.
لیپر (۱۹۴۸) نیز بر این باور بود که “تفکر هیجانی ” بخشی از تفکر منطقی است و به این نوع تفکر – یا به معنای کلی تر ” هوش ” کمک میکند.( به نقل از رستمی ۱۳۸۲)
سازه ی هوش اجتماعی وی بسیار شبیه به اصطلاح هوش هیجانی امروزه بوده است. همچنین گاردنر (۱۹۹۹ و ۱۹۸۳) و استرانبرگ (۱۹۹۶ و ۱۹۸۸) از جمله ی کسانی بودند که اعتقاد داشتند هوش نه تنها توانایی های شناختی را شامل می شود، بلکه چگونگی تجربه و بیان هیجانات را نیز در بر می گیرد ( به نقل از چان، ۲۰۰۱).
گاردنر (۱۹۸۳، به نقل از بارآن، ۲۰۰۱) در نظریه ی هوش چندگانه، به هوش های فردی نیز اشاره می کند که شامل دو مؤلفه ی مهم می باشد: هوش درون فردی؛ یعنی توانایی به هم پیوسته و درونی در ایجاد الگوی دقیق و عینی از خویشتن و استفاده از آن در جهت عمل مؤثر و کار آمد در زندگی، دستیابی به زندگی احساسی خویشتن و تمایز میان هیجان ها جهت فهم و هدایت رفتار خود، هوش بین فردی، که توانایی درک سایر افراد از جهت تفاوت در خلق، مزاج، انگیزش، هدف، علاقه به دیگری و همدلی را در بر می گیرد (به نقل از دهکردی، ۱۳۸۶) و حوزه های دیگری به رشد و گسترش مفهوم هوش هیجانی کمک کردند، که از جمله ی آن ها می توان به مفهوم نبوغ هیجانی اشاره کرد که از برخی جهات به ظهور زودتر مفهوم هوش هیجانی کمک کرد (دابروکسی و پیکورسکی، ۱۹۷۷؛ به نقل از شهبازی۱۳۸۵). لئونل اولین بار مفهوم هوش هیجانی را به زبان آلمانی در سال ۱۹۶۶ به کار برد (آقایار، ۱۳۸۶). چارچوب هوش هیجانی، تعریف رسمی آن و پیشنهاد در مورد اندازه گیری آن، برای اولین بار در دو مقاله ی مایر و سالووی که در سال ۱۹۹۰ چاپ شد، ظاهر گشت (مایر، دیپائلو و سالووی، ۱۹۹۰، سالووی و مایر، ۱۹۹۰؛ به نقل از اکبرزاده، ۱۳۸۳). این دو روانشناس آمریکایی با اطلاع از مقدمات اولیه یی که در مورد جنبه های غیرشناختی هوش انجام شده بود، تحقیق در زمینه ی هوش هیجانی را آغاز کردند. آن ها هوش هیجانی را به عنوان یک شکل از هوش اجتماعی در نظر گرفتند که شامل توانایی بازبینی هیجانات خود و دیگران و تمیز بین آن ها و به کار بردن این اطلاعات برای هدایت افکار و اعمال خود بود (دهکردی، ۱۳۸۶) در سال ۱۹۹۰ همچنین بارآن، مفهوم بهره ی هیجانی (EQ ) را مطرح کرد تا بر اساس آن بتواند روش خود را برای ارزیابی هوش کلی توضیح دهد. او معتقد بود هوش هیجانی توانایی ما در کنار آمدن موفقیت آمیز با دیگران، توأم با احساسات درونی را منعکس می سازد (بارآن، ۲۰۰۱؛ به نقل از دهکردی، ۱۳۸۶).
دانیل گلمن (۱۹۵۵) با انتشار کتاب هوش هیجانی، اطلاعات جالبی در مورد مغز ، احساسات و رفتار عرضه کرد. او اعتقاد داشت که توانایی های شخصی و بین شخصی (هوش هیجانی) نسبت به IQ دارای اهمیت بیشتری در موفقیت های شخصی، اجتماعی و حرفه ای افراد است. و نیز معتقد بود هوش و استعداد فقط می تواند به اندازه ی ۲۰ درصد در موفقیت فرد نقش داشته باشد و ۸۰ درصد بقیه به عوامل دیگری از جمله هوش هیجانی افراد مربوط می شود (چان، ۲۰۰۳؛ به نقل از دهکردی، ۱۳۸۶).
روان شناسان دیگر نظیر مایر ۱۹۹۳ ، سالوی نیز پژوهش های خود را بر جنبه های هیجانی هوش متمرکز کرده اند . پژوهشگران از طریق سنجش مفاهیمی مانند مهارتهای اجتماعی ، توانمندی های بین فردی ، رشد روان شناختی و آگاهی های هیجانی که همگی مفاهیمی مرتبط با هوش هیجانی هستند ، به بررسی ابعاد این نوع هوش پرداخته اند.(به نقل از رستمی ۱۳۸۲)
هم اکنون و در مرحله ای که از سال ۱۹۹۸ آغاز شده است، اصطلاحات و پالایش های متعددی در ابعاد نظری و پژوهشی حوزه ی هوش هیجانی به عمل آمده و مقیاس های جدیدی برای اندازه گیری هوش هیجانی تهیه شده است و پژوهش های بنیادی تری در این حوزه انجام گرفته است. در واقع پیچیدگی حوزه ی هوش هیجانی به این دلیل است که این حوزه در بر گیرنده ی جنبه های علمی و نیز جنبه های عامه پسند آن می باشد. نکته ی قابل ذکر دیگر این است که تاریخچه ی هوش هیجانی هنوز در حال نوشته شدن است (مایر، ۲۰۰۳؛ به نقل از شهبازی، ۱۳۸۵).

نتیجه تصویری برای موضوع هوش

 تعاریف هوش هیجانی:

از هوش هیجانی به عنوان یک چشم انداز جدید به قابلیت های انسانی، تعاریف متعددی ارائه شده است. مایر و سالووی  به عنوان پیشگامان پژوهش در زمینه ی هوش هیجانی، با در نظر گرفتن آن به عنوان زیرمجموعه یی از هوش اجتماعی، آن را توانایی جمع آوری اطلاعات عاطفی به ویژه اطلاعاتی که شامل درک، تجزیه و تحلیل، فهم و نحوه ی کنترل هیجان است، می دانند (جاکوس و مکاوی، ۲۰۰۵). به عبارت دقیق تر، هوش هیجانی شامل چهار توانایی ذهنی است، که عبارتند از:
تشخیص، درک و ابراز هیجانی (توانایی تشخیص هیجانات در نقاشی، موزیک یا داستان).
توانایی تفکر هیجانی ( استفاده از عواطف و احساسات در تعقل و حل مسأله ).
فهم هیجانی (حل مسایل مربوط به عواطف و این که چه روابطی بین عواطف وجود دارد).
مدیریت هیجانی ( درک و فهم اصول مربوط به اقدامات اجتماعی بر روی عواطف و هیجانات و قانون حاکم بر نحوه ی کنترل آن در خود و دیگران) (هیس، ۲۰۰۱).
به طور کلی مایر و سالووی، هوش هیجانی را نوعی از پردازش هیجانی می دانند که شامل توجه به هیجان ها، ارزیابی صحیح و دقیق از آن در خود و  دیگران، نظم بخشی سازش یافته ی هیجان ها و ابراز مناسب آن ها می باشد ( مایر، دی پائولو و سالووی، ۱۹۹۰؛ به نقل از دهکردی، ۱۳۸۶).
در همین راستا گلمن هوش هیجانی را توانایی حفظ انگیزه، پایداری در مقابل ناملایمات، کنترل در مقابل تکانش ها، به تعویق انداختن کامیابی، همدلی با دیگران و امیدوار بودن می داند ( آقایار، ۱۳۸۶).
از طرفی بارآن در تعریف خود از هوش هیجانی آن را دسته ای از مهارت ها، استعداد ها و توانایی های غیرشناختی می داند که توانایی موفقیت فرد را در مقابله با فشارها و اقتضاهای محیطی افزایش می دهد (بارآن، ۲۰۰۱؛ به نقل از دهکردی، ۱۳۸۶).
کوپر و ساواف (۱۹۹۷؛ به نقل از بارآن، ۲۰۰۱) هوش هیجانی را بر حسب سواد هیجانی، تناسب هیجانی، عمق هیجانی و کیمیاگری هیجانی تعریف کرده اند. مراد از سواد هیجانی، دانشی است که فرد از ماهیت و کنش احساسات خود دارد، تناسب هیجانی، انعطاف پذیری و شدت احساسات و هیجان ها است. عمق هیجانی، استعدادی برای رشد و تقویت و یا عمق بخشیدن به هیجان ها و کیمیاگری هیجانی، توانایی استفاده از احساسات و هیجان ها برای خلاقیت می باشد.
تاکر (۲۰۰۰؛ به نقل از چان، ۲۰۰۳) با بهره گرفتن از نظرات مایر و سالووی، هوش هیجانی را توانایی درک عواطف خود و دیگران و تمیز بین آن ها، برای جهت دهی فکر و عمل تعریف کرد (دهکردی، ۱۳۸۶).
لیزا گاردنر در تعریف هوش هیجانی، معتقد است که هوش هیجانی توانایی فرد در شناسایی و ابراز هیجان ها در خود و دیگران است (آقایار، ۱۳۸۶).

نشانه های ذهن هیجانی[۶۸] :

تنها در سال های اخیر , الگویی علمی از ذهن هیجانی پدیدار شده است که نشان می دهد اعمال ما تا چه اندازه منشا هیجانی دارند – اینکه چطور زمانی بسیار منطقی و لحظه ای بعد بسیار غیر منطقی هستیم- و اینکه هیجان ها, دلایل و منطق خاص خود را دارند شاید بتوان گفت بهترین ارزیابی های انجام شده درباره ذهن هیجانی به صورتی جداگانه از طرف پل اکمن , رئیس “لابراتورا بررسی کنش های متقابل بشری” در دانشگاه کالیفرنیا ، سانفرانسیسکو و سیمور اپستاین روانشناس دانشگاه ماساچوست ارائه شده اند . هرچند اکمن و اپستاین هر کدام بر شواهد علمی متفاوتی تکیه کرده اند ، اما آن دو در مجموع فهرستی اولیه از کیفیاتی ارائه کرده اند که هیجان ها را از دیگر اجزای زندگی عقلانی متمایز می سازند.(گلمن/پارسا۱۳۸۳)

تعیین و رتبه بندی عوامل مؤثر بر فروش در پتروشیمی خراسان با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی(AHP)- قسمت ۷

چنین به نظر می رسد که وظیفه یک فروشنده این است که آنقدر باهوش و زیرک و سمج باشد که مردم را وادار به آنچه نمی خواهند(یعنی خریدن) کنند.(جانسون[۹] ۱۳۸۲، ۳۶)
مشتری باید این را درک کند که شما خصوصیات کالای مورد نیاز او را کاملاً شناخته اید و توانسته اید محصولی به او عرضه کنید که اگر بهترین نباشد، یکی از بهترین های موجود در بازار است. باید مدام این سوأل را از خودتان بپرسید که این مشتری چرا محصول شما را می خرد و چرا آن یکی را نمی خرد؟ (دیوید[۱۰] ۱۳۸۱، ۸۴)
در این فصل ابتدا به بررسی روش های فروش، پیش بینی آن و سپس به تشریح هریک از عوامل مؤثر بر فروش محصولات پتروشیمی خراسان می پردازیم.
۲-۲ فروش
بحث فروش یکی از اجزای پنج گانه ترویج است. بنابراین، فروش بازاریابی نیست. فروش بخشی از بازاریابی است. فروش به نتیجه رساندن و به ثمر رساندن عملیات بازاریابی است. فروش یعنی هنر و توانایی به ثمر رساندن کلیه تلاشهای بازاریابی که به صورت ایجاد بازار، حفظ بازار یا افزایش سهم بازار متجلی میشود. همچنین میتوان فروش را کمک کردن به مشتری به منظور خرید چیزی که آن را برای رفع نیازهای خود میخواهد تعریف نمود. (نثائی ۱۳۸۸، ۴۴)
فروش، درک نیازهای مشتری و ارائه راه حلها برای رفع این نیازها و کسب توافق با مشتری است تا از این فرایند یک رابطه برد- برد ایجاد شود و مجدداً تکرار گردد. فروش مفهوم سادهای دارد و مستلزم ترغیب مشتری به خرید و انتقال مالکیت است. لویت[۱۱] در تفاوت بین فروش و بازاریابی میگوید: فروش عبارتست از پیدا کردن مشتری برای محصولاتی که در اختیار دارید و بازاریابی عبارتست از حصول اطمینان از اینکه شما اقلام مورد نیاز مشتریان را در اختیار دارید. فروش یکی از بخشهای بازاریابی است، اما در فروش اساس موفقیت در کسب و کار است و بدون فروش بازاریابی بی نتیجه است. (درگی ۱۳۸۸، ۲۵)
فروش فرایندی است که دارای ۳ مرحله زیر میباشد:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

نتیجه تصویری برای موضوع هوش

  1. درک نیازهای مشتری.
  2. ارائه راهحلی برای رفع این نیازها.
  3. کسب رضایت مشتری.

کالاها وخدمات توسط شرکتها تولید شده و روانه بازار میگردند و با انجام عملیات فروش توسط فروشندگان، به دست خریداران رسانده میشوند. فرشندگان نقش پل ارتباطی بین تولید کننده و مصرف کننده را بازی میکند. لذا فعالیتهای فروشندگان میبایست توسط مدیران فروش به نحوی مقتضی، برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل شود. نگرش فروش از درون به بیرون است و نگرش بازاریابی از بیرون به درون. جدول مقایسهای زیر تفاوتهای فروش و بازاریابی راعنوان میکند. (نثائی ۱۳۸۸، ۵۰)
نمودار (۲-۱) ارتباط مدیر فروش و وظایف او درآمیزه بازاریابی بنگاه اقتصادی
آمیزه بازاریابی
توزیع ترویج قیمت محصول
بازاریابی مستقیم پیشبرد فروش فروش شخصی روابط عمومی تبلیغات
مدیر فروش

عکس مرتبط با اقتصاد

 

 

 

 

 

برنامه ریزی پیش بینی کلیه اقدامات و عملیات برای رسیدن به هدف.
سازماندهی انتخاب نیروهای فروش، ساختار بندی و طراحی قلمرو، مشخص کردن مسئولیتها و… .
هدایت و رهبری سرپرستی و راهنمایی نیرو، آموزش، انگیزش، جبران خدمت، پرورش و… .
نظارت و کنترل ناظربودن، گزارشگیری، تجزیه و تحلیل اطلاعات، ارزیابی عملکرد، اصلاح اشتباهات نیرو و… .
هماهنگی برگزاری جلسات هماهنگی، نگرش سیستمی و ایجاد فضای همدلی و… .

منبع: (درگی ۱۳۸۸، ۲۴)
جدول (۲-۱) تفاوتهای بازاریابی و فروش

 

 

 

 


 

موانع دسترسی زنان بزهکار به عدالت کیفری در نظام کیفری ایران

ترین حقوق اساسی شان (آزادی) آن هم به بهای لطمه به منافع زنان و کل جامعه شود.
از همین روست که برخی این نکته را مورد تأمل جدی قرار دادهاند که اصولاً یکی از هدفهای اصلی کیفرها و اقدامات تأمینی و تربیتی کاهش آسیبهای اجتماعی است در حالی که محرومیت طولانی مدت خانواده از حضور مادر خود سبب ساز آسیبهای متعدد اجتماعی است. به نظر میرسد نظام عدالت کیفری زنان نه تاب تبعیضهای ناروا علیه زنان را دارد و نه تاب تحمل نگرشهای حمایتی پدرانه یا پدرسالارانه را باید واقعیتهای زنان و به تبع آن رفتارهای مجرمانهشان را بهتر شناخت و از انگارههای سنتی و گاه مبهم موجود فاصله گرفت. در گزارشهایی که از زنان زندانی در زندانهای بریتانیا تهیه شده خشونت به عنوان یک ویژگی دائمی زندان زنان توصیف نگردیده است.
در کل باید گفت که اگر تأمین منافع عمومی جامعه و همچنین تأمین منافع زنان و کودکان یکی از
دغدغه های اصلی یک جامعه باشد، میبایست از تمامی ظرفیتهای بالفعل و بالقوه خود برای پرهیز از گسستن زنان از محیط خانواده بهتر بگیرد.
قانون مجازات مصوب ۱۳۹۲ طی مواد ۶۴ الی ۸۷ به مجازاتهای جایگزین حبس پرداخته است. در ماده ۶۴ مقرر شده: مجازاتهای جایگزین حبس عبارت است از دوره مراقبت، خدمات عمومی رایگان، جزای نقدی روزانه و محرومیت از حقوق اجتماعی، که در صورت گذشت شاکی و وجود جهات تخفیف با ملاحظه نوع جرم و کیفیت ارتکاب آن، آثار ناشی از جرم، سن، مهارت، وضعیت، شخصیت و سابقه مجرم، وضعیت بزه دیده و سایر اوضاع و احوال تعیین و اجرا میشود.
در ماده ۶۵ تأکید شده که مرتکبین جرایم عمدی که حداکثر مجازات قانونی آن ۳ ماه حبس است بجای حبس به مجازات جایگزین حبس محکوم میشوند. در ماده ۶۸ تصریح شده که مرتکبین جرایم غیرعمدی به مجازات جایگزین حبس محکوم میشود مگر این که مجازات قانونی جرم ارتکابی بیش از ۲ سال حبس باشد که در این صورت حکم به مجازاتهای جایگزین حبس اختیاری است.
اما جایگزینهای حبس عبارتند از:
۱- دوره مراقبت: به موجب ماده ۸۳ قانون مجازات «دوره مراقبت دورهایی است که طی آن محکوم به حکم دادگاه و تحت نظارت قاضی اجرای حکم به انجام یک یا چند مورد از دستورهای مندرج در تعویق مراقبتی به شرح ذیل محکوم میگردد:
الف– در جرایمی که مجازات قانونی آنها حداکثر ۳ ماه حبس است، تا شش ماه.
ب- در جرایمی که مجازات قانونی آنها نود و یک روز تا ۶ ماه حبس است و جرایمی که نوع و میزان تعزیر آنها در قوانین موضوعه تعیین شده است، شش ماه تا یکسال.
پ– در جرایمی که مجازات قانونی آنها بیش از ۶ ماه تا یکسال است، یک تا دو سال.
ت– در جرایم غیرعمدی که مجازات قانونی آنها بیش از یکسال است، دو تا چهار سال.
بنابراین دوره مراقبت به عنوان یکی از نهادهای جانشین مجازات حبس عبارت است از دادن آزادی به مجرم تحت سرپرستی ونظارت مأموران دوره مراقبتی به جای کیفر حبس در مدت معینی برای آماده ساختن وی برای بازگشت به زندگی اجتماعی.
دوره مراقبت متضمن ویژگیهای ذیل است:
ایجاد سازمانی مستقل در چهارچوب نظام کیفری، قضایی بودن ماهیت و وظایف آن، دارا بودن اقتدار قانونی و اعمال سرپرستی و نظارت بر متهم به منظور بازگشت وی به جامعه و تطبیق با آن. (حاجی تبار فیروزجایی، بی تا:۸۰)
بنابراین دوره مراقبت جزء یکی از بهترین تدابیر جایگزین حبس به حساب میآید زیرا با مشاهده مقررات مرتبط با آن و نیز دستورهایی که فرد محکوم باید در طول اجرای این مجازات رعایت کند بیانگر اهدافی چون تقویت حس مسئولیتپذیری در مجرمان، مشارکت جامعه مدنی، اجتناب از ایراد انگ مجرمانه به مجرمین خصوصاً زنان مجرم، اجرای عدالت و غیره میباشد. بنابراین زنان مجرم حیثیت و جایگاه اجتماعی خود را از دست نمیدهند و ضمن حفظ بخشی از آزادی خود به منزله یک شهروند مسئول، رفتار وی تحت مراقبت و نظارت یک مأمور مراقبتی متخصص یا یک شهروند دیگر یا یک نهاد مدنی قرار
میگیرد.
۲- کیفر نقدی روزانه: به موجب ماده ۸۵: «جزای نقدی روزانه عبارتست از یک هشتم تا یک چهارم درآمد روزانه محکوم که به شرح زیر مورد حکم واقع میشود و با نظارت اجرای احکام وصول میگردد:
الف– جرایم موضوع بند (الف) ماده ۸۳ تا یکصد و هشتاد روز
ب– جرایم موضوع بند (ب) ماده ۸۳ یکصد و هشتاد تا سیصد و شصت روز
پ– جرایم موضوع بند (پ) ماده ۸۳ سیصد و شصت تا هفتصد و بیست روز
ت– جرایم موضوع بند (ت) ماده ۸۳ هفتصد و بیست تا هزار و چهارصد و چهل روز
همچنین به موجب ماده ۸۶ میزان جزای نقدی جرایم ماده ۸۳ به ترتیب نه میلیون ریال، نه میلیون ریال تا هجده میلیون ریال، هجده میلیون ریال تا سی و شش میلیون ریال و از سی و شش میلیون ریال تا هفتاد و دو میلیون ریال تعیین گردیده است. بنابراین با توجه به مشکلات جزای نقدی از جمله حبس محکوم علیه در صورت عجز از پرداخت آن، اندیشمندان و صاحب نظران شیوه جدیدی از مجازات را برای عادلانه تر کردن اجرای این مجازات پیشنهاد نموده که از جمله آن کیفر نقدی روزانه است. (حاجی تبار فیروزجایی: ۸۲).
۳- خدمات عمومی رایگان: به موجب ماده ۸۴: خدمات عمومی رایگان، خدماتی است که با رضایت محکوم برای مدت معین مورد حکم واقع میشود. و در جرایم موضوع ماده ۸۳ به ترتیب در جرایم موضوع بند (الف) تا دویست و هفتاد ساعت، بند (ب) دویست و هفتاد تا پانصد و چهل ساعت، بند (پ) پانصد و چهل ساعت تا هزار و هشتاد ساعت و بند (ت) هزار و هشتاد تا دو هزار و صد و شصت ساعت مقرر گردیده است.
به موجب تبصره ۲ همان ماده، حکم به ارائه خدمات عمومی مشروط به رعایت همه ضوابط و مقررات قانونی مربوط به آن خدمت از جمله شرایط کار زنان و نوجوانان، محافظتهای فنی و بهداشتی و ضوابط خاص کارهای سخت و زیانآور است.
این کیفر نه تنها فاقد خطرات و معایب زندان است بلکه باعث ارتقای رشد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تربیتی نیز میشود. انجام خدمت عمومی از سوی محکوم مترادف با بیگاری و کار اجباری نبوده بلکه در جهت بازپروری و اصلاح محکوم علیه از رهگذر جلوگیری از آثار منفی محکومیت به زندان، بهرهگیری از ظرفیتهای بازپروری و نیز جبران خسارت هایی است که مجرمان به واسطه ارتکاب جرم به اجتماع وارد کرده اند. (حاجی تبار فیروز جایی: ۸۳).
۴- محرومیت از حقوق اجتماعی: محرومیت از حقوق اجتماعی در حقوق کیفری نوعی منع قانونی است که شخصی به موجب آن صلاحیت و شایستگی اعمال حقوق خودش را از دست میدهد. مجازات محرومیت از حقوق اجتماعی شامل مجازاتهای محدود کننده آزادی یا سالب حقوق شغلی و محرومیت از خدمات عمومی میشود. این مجازات تابع اصول حاکم بر مجازات است و از اهدافی مانند پیشگیری از جرم، اصلاح و بازپروری مجرم، رعایت اصل فردی کردن مجازاتها و اجتناب از حبس پیروی میکند با توجه به اجرایی شدن قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، هزاران نفر از محکومین زن که در وضعیت مقررات قبلی سر از زندان در میآوردند اکنون تحت شمول مجازاتهای جایگزین حبس قرار میگیرند و این امر آثار زیادی در حیطه عملکرد سازمان زندانها، اجرای عدالت، اصلاح مجرمین در پی خواهد داشت.
خانواده های محکومان بخصوص محکومین زن از بسیاری از عواقب منفی که در صورت اعزام محکوم به زندان گریبانگیر آنها می شد رهایی مییابند. اگرچه مقتضای برخی جرایم زندان است اما میتوان در اکثر موارد از ورود زنان و نوجوانان به محیط جرم زای زندان جلوگیری کرد، در حالی که هدف از زندان باید آماده ساختن فرد برای بازگشت به جامعه به عنوان فردی عادی باشد ولی به علت لکه ننگی که دامنگیر افراد به زندان رفته به ویژه زنان میشود این امکان تا حد چشمگیری از آنان سلب میشود.
با توجه به این که خانواده های زنان به زندان رفته نیز پذیرای آنان نیستند نگاه عتاب آلود به این قشر، زندگی عادی و بازگشت بدون دغدغه را برای این افراد تا حد زیادی ناممکن ساخته است پذیرش این دسته از زنان به لحاظ نگاه تیزبینانه جامعه از سوی خانوادههایشان علی الخصوص خانوادهی همسری سخت و تا حدودی ناممکن است که اگر این عدم پذیرش و نداشتن جایگاه برای جرایم سنگین باشد موجب میشود که همواره مجرمانی که به جرایم سبک دست زدهاند تلاش کنند که پس از تحمل مجازاتهای جایگزینی با حسن رفتار از جرایم سنگین دوری کنند.
مجازات جایگزین حبس در صورت در نظر گرفتن موقعیت بزهکار گامی در جهت اصلاح بزهکار خصوصاً بزهکاران زن است این مجازات در عین حال که نوعی سختی و فشار و تنبیه برای مجرم را دربر دارد. چشم اندازهای بازگشت او به وضعیت عادی را تا حد زیادی نیز حفظ می کند. از طرفی مجازاتهایی چون انجام کارهای عام المنفعه و یا الزام شخصی بزهکار به معرفی خود به کلانتری به صورت روزانه یا هفتگی علاوه بر حفظ قباحت زندان، هزینه های سنگین نگهداری زندانیان را نیز کاهش میدهد.

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

عکس مرتبط با اقتصاد

گفتار سوم: آسیب شناسی ماهوی پاسخهای نظام عدالت کیفری

پایان نامه رشته حقوق

پاسخهای نامطلوب نظام عدالت کیفری در قبال آسیب دیدگان جنسی را میتوان در سه بستر کلان ذیل بررسی کرد:

الف) نبود پاسخدهی

ابتداییترین واکنش نظام عدالت کیفری در قبال قربانیان جنسی، نبود مداخله در حوزه آسیب ایجاد شده است. این رویکرد در سه محور نبود مداخله قانونی، نبود مداخله اجرایی و مداخله صوری – نمایشی صورت میپذیرد.

۱٫ نبود پاسخدهی قانونی

در برخی موارد، نظام عدالت کیفری در هماهنگی با سنتها و باورهای محلی و بومی از جرمانگاری دسته های معینی از اعمال آسیبزا خودداری نموده و ارتکاب اینگونه رفتارها را مجاز و مربوط به حوزه خصوصی اشخاص در جامعه تلقی مینماید. بدین ترتیب، قربانی جنسی به عنوان شخصی آسیب دیده و نیازمند حمایت و رفتار جنسی نامتعارف نیز به عنوان عملی آسیبزا و مستلزم واکنشهای کیفری و مدنی شناسایی نمیگردد. پیامد مستقیم این امر، استمرار موقعیت نامطلوب قربانی در پرتو تأیید ضمنی آن از سوی نظام عدالت کیفری خواهد بود.
یکی از بارزترین نمونه های نبود مداخله نظام عدالت کیفری را میتوان در قربانیان ازدواجهای زودهنگام و تحمیلی مشاهده نمود. «فقدان حداقل سن برای قبول آگاهانه و داوطلبانه مقاربت جنسی و همچنین قبول ازدواج (و در برخی موارد انعطافپذیر بودن مقررات مربوط به ممنوعیت ازدواج کودکان) میتواند زمینهساز قرار گرفتن کودکان، در معرض خطر خشونت از سوی شریک زندگی باشد. خطر خشونت از جمله الزام به مقاربت جنسی در کمین بسیاری از این کودکان است» (اجلاس شصت و یکم مجمع عمومی سازمان ملل متحد، پیشین، ص ۲۵).

۲٫ نبود پاسخدهی اجرایی/ قضایی

همانگونه که پیش از این اشاره شد یکی از زمینه های بارز آسیب دیدگی قربانیان جنسی در سطح اجتماع، مخفی نمودن واقعه جنسی آسیب زا از سوی اجتماع است. در برخی موارد، نظام عدالت کیفری نیز در هماهنگی با رویکرد پنهان ساز اجتماع، متمایل به نبود مداخله اجرایی و قضایی در حوزه رفتار جنسی مورد بحث میگردد.
لازم به ذکر است که اگرچه، تعارض انکارناشدنی برخی از شنیعترین رفتارهای جنسی (همچون زنای با محارم) با بنیادیترین الزامات فرهنگی و اخلاقی جامعه، تدوین یک سیاست رسمی سرکوبگر با بهره گرفتن از شدیدترین واکنشهای کیفری را به دنبال خواهد داشت، ولی با وجود ترسیم چنین سیاست کیفری خشن و سرکوب گرایانهای و نیز به رغم نبود تمایل نظام سیاستگذار به ارتکاب جرایم یاد شده، ملاحظه پیامدهای منفی آشکارسازی اینگونه رفتارهای مجرمانه نسبت به بسترهای اخلاقی و فرهنگی جامعه، نظام عدالت کیفری را ناچار از اتخاذ یک رویکرد اجرایی منفعت و غیرمداخله گر در سطح سیاست قضایی مینماید. بدین ترتیب، تمایل چندانی به تعقیب گسترده و همچنین مداخله مؤثر در جهت اثبات چنین جرایمی مشاهده نمیگردد.
به عبارت دیگر، همان الزامات اخلاقی و فرهنگیای که ارتکاب اینگونه رفتارها را منع نموده است با تشویق به پوشیده ماندن و افشا نشدن رفتارهای یاد شده و همچنین نپذیرفتن هر گونه شفافیت در این حوزه مانع از شکلگیری سیاستهای گسترده و مؤثر مداخلهگرایانه و نیز اجرای همه جانبه واکنشهای کیفری در قبال مرتکبان جرمهای مورد اشاره میگردد.
بدیهی است اتخاذ سیاست اجرایی منفعلانه و نامداخلهگر، پیامدی به غیر از استمرار ارتکاب رفتار جنسی آسیب زا درپی نخواهد داشت.

۳٫ پاسخ دهی صوری/ نمایشی

واکنش صوری و نمایشی نظام عدالت کیفری بیان کننده بروز گسستی چشمگیر میان رویکرد رسمی و قانونی (مبنی بر مشروعیت نداشتن رفتار جنسی آسیبزا) با اراده واقعی و خواست اجرایی نظام سیاست گذار (مبتنی بر مطلوب بودن استمرار رفتار جنسی آسیبزا در چهارچوپ واکنشهای صوری و نمایشی، مجرمانه بودن شماری از رفتارهای جنسی آسیبزا در چهارچوب یک سیاست و برنامه رسمی پذیرفته شده و به ظاهر در جهت مقابله با آثار سوء چنین رفتارهایی نیز اقداماتی صورت میپذیرد. با وجود این اداره کنندگان و تصمیم گیرندگان نظام عدالت کیفری (در هماهنگی کامل با مراکز قدرت سیاسی و اقتصادی) ضمن ملاحظه منافع سرشار اقتصادی ناشی از استمرار ارتکاب این گونه رفتارها و همچنین با توجه به برخی مصلحت اندیشیهای سیاسی، (تحت برنامهای نانوشته و اعلام نشده) راهبرد اصلی سیستم را در جهت نبود پاسخدهی مؤثر به آسیب جنسی موردنظر و در برخی موارد نیز تسهیل ارتکاب آن هدایت
مینمایند. بدین ترتیب از وضع قوانین مؤثر و کارآمد خودداری[۱] و در صورت تصویب نمایشی چنین قوانینی، از اجرای دقیق و همه جانبه آنها جلوگیری خواهد شد: «برخی از کشورها از درآمد حاصل از گردشگری جنسی کودکان و فعالیتهای دیگر مرتبط با بهره کسی از کودکان منتفع میشود. در نتیجه اقدامات لازم برای وضع قوانین حمایتی برای برخورد با مشکل و تمهیدات لازم جهت اجرای قانون را به اجرا نمیگذارند» (اودانل، بی تا: ۶۶).

 تصویر درباره گردشگری

ب) پاسخدهی سرکوب گرایانه

مداخله سرکوبگرایانه نظام عدالت کیفری را شاید بتوان یکی از آسیبزا ترین شیوه های پاسخدهی در قبال قربانیان جنسی دانست. بر مبنای رویکرد یاد شده، قربانی جنسی به عنوان یک مجرم تحت پیگرد قانونی قرار گرفته و مجازات میشود.
پیامدهای منفی شکلگیری مداخله سرکوبگرایانه در قبال قربانیان جنسی را میتوان تحت سه محور کلان ذیل ملاحظه نمود:

۱٫ کیفردهنده

بارزترین اثر اقدامات سرکوب گرایانه، اعمال واکنش کیفری نسبت به قربانیانی است که باید تحت تدابیر حمایتی و مراقبتهای درمانی قرار گیرند. بدین وصف قربانیان جنسی در مواجهه با نظام عدالت کیفری که مهمترین و گاه تنها مرجعی است که ایشان امکان رجوع به آن را در اختیار دارند، واکنشی قهرآمیز و سرکوبگرا را دریافت می نمایند. در این زمینه میتوان به واکنش قهرآمیز نظام عدالت کیفری در برابر «ناخواسته روسپیان»[۲] باب رخی از قربانیان روابط جنسی با محارم اشاره نمود که برخلاف میل و رضایت درونی و تحت تأثیر وضعیت تحمیلی، تن به چنین رابطهای میدهند.[۳]
در چهارچوب اقدامات سرکوبگرایانه نظام عدالت کیفری، قربانیان جنسی اغلب در معرض مجازاتهای بسیار شدیدی همچون مجازات مرگ یا سالب آزادی[۴] قرار میگیرند.

۲٫ تثبیت کننده

دومین پیامد رفتار سرکوبگرایانه با آسیب دیدگان جنسی، تثبیت و تحکیم موقعیت آسیبزای ایشان است. قربانی جنسیای که در جایگاه یک بزهکار مورد تعقیب نظام عدالت کیفری قرار میگیرد، با این حقیقت روبرو میشود که قرار داشتن در موقعیت کنونی (صرف نظر از میزان مداخله وی در ایجاد آن) او را از سایر افراد جامعه متمایز ساخته و بر مبنای همین تمایز نیز امکان برخورداری از برخی حقوق و

خلاصه شده پایان نامه- قسمت ۳

ب) دارایی ها باید به بهای تمام شده تاریخ گزارش شوند
۲-۶-۳) ارزشهای جاری
کارسون [۱۴]در سال ۱۹۴۹ اظهار کرد که بهای تمام شده جایگزینی بیشتر از بهای تمام شده تاریخی با فرض تداوم فعالیت سازگار است . به عقیده کارسون ، فرض یک عمر نا محدود مبنایی برای حسابداران استهلاک مرسوم ( براساس بهای تمام شده تاریخی )تدارک نمی بیند ، تا دلیلی برای در نظر گرفتن دوره های جایگزینی و بهای تمام شده جایگزینی باشد. ادواردز و بل[۱۵] در سال ۱۹۶۱ در تأکید بر مفهوم سود واحد اقتصادی ، که براساس آن ارزش گذاری دارایی های جاری به بهای تمام شده جاری ( جایگزینی ) انجام می شود ، فرض تداوم فعالیت را می پذیرند . به طریق مشابه لد [۱۶] در سال ۱۹۶۳ عمر نامحدود را به عنوان یک میثاق حسابداری می شناسد وبه بهای تمام شده جایگزینی به عنوان مناسبترین مبنای ارزش گذاری دارایی هم از جنبه نظری و هم از جنبه عملی ، توجه دارد . اسپروس[۱۷] در سال ۱۹۶۲ نیز بهای تمام شده جایگزینی را با تداوم عملیات سازگارتر می یابد. این موارد طبیعتاً ناشی از آن است که تداوم فعالیت ،جایگزینی دارایی ها را در پی دارد ، زیرا عمر شخصیت اقتصادی بیش از عمر دارایی های ثابت متعلق به آن است . چمبرز[۱۸] در سال ۱۹۶۶ بهای تمام شده جایگزینی را به عنوان یک مبنای مرجح ارزشگذاری دارایی ها رد می کند به عقیده او برای ارزش گذاری دارایی ها باید از قیمتی استفاده شود که در فرایند تسویه اختیاری قابل بازیافت باشد . او استدلال می کند که این قیمت با نظریه تداوم فعالیت سازگاری کلی دارد .
اسپروس و مونیتز در سال ۱۹۶۲ از خالص ارزش فروش که اساساً مبلغی معادل وجه نقد جاری برای وضعیت فعلی موجودی کالا است ، به عنوان مبنای عمومی ارزش گذاری موجود کالا دفاع می کنند.
۲-۶-۴ ) ارزش فعلی جریانهای نقدی آتی
در صورت وجود تداوم فعالیت، ارزش یک دارایی با ارزش فعلی جریانهای نقدی آتی حاصل از آن دارایی برابر است . از نظر تئوری اساس ارزش گذاری بر مبنای فوق بیشترین سازگاری را با فرض تداوم فعالیت دارد ، اما عدم امکان اندازه گیری عینی جریانهای نقدی آتی محدودیتی است که نباید از نظر دور داشت . جریانهای نقدی آتی با اطمینان قابل پیش بینی نمی باشند . علاوه براین ، چگونگی انتساب جریانهای نقدی به دارایی های خاص که همراه با دارایی های دیگر بکار گرفته می شوند .( به عنوان مثال ، تجهیزات و ماشین آلات )نامعین است. به عبارت دیگر ، وقتی چندین دارایی در فرایند تولید دخالت دارد ، جمع جریانهای نقدی آتی ناشی از عملیات تولیدی می تواند به یک یا تمامی دارایی ها ارتباط داشته باشد . کاتینگ [۱۹] در سال ۱۹۲۹ در این زمینه می نویسد :
چنانچه برای راه اندازه و استخراج از یک معدن ، با وجود نصب تمام وسائل و امکانات به دیگ بخار احتیاج داشته باشیم ، در این صورت ارزش مورد انتظار آن دیگ بخار برابر ارزش فعلی تمام جریانهای نقدی مورد انتظار ناشی از عملیات استخراج معدن است . تا زمانی که چنین وضعیتی وجود دارد ،کاربرد تحلیل های نهایی به سختی مبنای مفیدی برای ارزش گذاری جداگانه هر یک از اقلام دارایی در گزارشهای مالی است . از این رو ارزش فعلی جریانهای نقدی آتی ، اندازه ای است که فقط می تواند برای کل شخصیت واحد اقتصادی بکار گرفته شود . حتی دراین حالت هم نمی تواند ارزش دارایی ها را با درجه ای از عینیت که معمولاً مورد تقاضای حسابداران است تعیین کند . با این حال به نظر می رسد که ارزش فعلی جریانهای نقدی آتی با فرض تداوم فعالیت سازگاری کامل دارد .[۲۰]
فرض تداوم فعالیت با وقوع رویدادهای در آینده قابل پیش بینی پرسش برانگیز و بی اعتبار می شود :

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

عکس مرتبط با اقتصاد

  • چنانچه مدیریت بدون انجام اعمالی خارج از عرف عادی عملیات قادر به ایفای تعهداتش برای نجات واحد تجاری از بحران مالی یا عدم توانایی در پرداخت به موقع بدهی نباشد .
  • چنانچه مدیریت برای نجات واحد تجاری از بحران مالی یا عدم توانایی در پرداخت به موقع بدهی ها ، فعالیت های خارج از عرف عادی عملیات آن واحد راه اندازی کند. اگر به نظر رسد که اعمال انجام گرفته ( یا برنامه های در پیش رو ) احتمال موفقیت بالایی دارند ، آنگاه درجه عدم اطمینان درارتباط با «تداوم فعالیت» کاهش خواهد یافت . اما اگر تصور شود که این اعمال موفقیت چندانی ندارند ، درجه عدم اطمینان درباره تداوم فعالیت ،بدون تغییر باقی مانده یا حتی افزایش می یابد .
  • چنانچه مدیریت کنترل دارایی ها و عملیات واحد تجاری را در نتیجه قراردادهای رسمی یا غیر رسمی به یک وام دهنده یا دیگر بستانکارانش واگذار نماید .
  • چنانچه مدیریت کنترل دارایی ها و عملیات یک واحد تجاری را به مدیر تسویه ( در جریان ورشکستگی ) واگذار کند .[۲۱]

تعیین درجه تردید درباره اعتبار « تداوم فعالیت » :
تردید درباره اعتبار « تداوم فعالیت » را می توان با بهره گرفتن از طیف احتمالات، اندازه گیری کرد . برای این منظور می توان از توافق ها و مرز بندی ها در محدوده های قابل قبولی که نشانگر درجه اطمینان یا عدم اطمینان در محدوده ها هستند استفاده نمود ( دامنه آنها از صفر که نشانگر عدم وجود تردید است تا ۱۰۰ % یاعدم اطمینان کامل تغییر می کند)
درجه تردید درباره اعتبار تداوم فعالیت به شاخص هایی مبنی بر اطلاعات گذشته و حال و مفروضات و اعتقاداتی درباره آینده شامل برنامه های مدیریت برای آینده بستگی دارد . درمقیاس وسیعتر ، درجه تردید درباره اعتبار تداوم فعالیت مناسب نمی باشد . این احتمال باید برمبنای قضاوت حرفه ای برآورد شود . با در نظر گرفتن شدت و درجه شاخص های بحران های مالی می توان انجام قضاوت حرفه ای را تسهیل نمود.
تحقیقات خلاصه شده در« رویکردهایی برای برخورد با ریسک و عدم اطمینان » اصطلاحاتی مانند «بعید » «غیرمحتمل » « ممکن» «محتمل » و« احتمالی » را برای نشان دادن درجه عدم اطمینان درباره رویدادهای آتی پیشنهاد می کند، این اصطلاحات به ترتیب ذیل روی طیف احتمالات قرار می گیرند .
در SAS شماره ۵۹ ،AICPA نقطه ای را که در آن تردید اساسی نسبت به توانایی واحد تجاری برای تداوم فعالیت به عنوان یک واحد دایر وجود دارد را به عنوان نقطه ای می شناسد که در آن عدم اطمینان در باره تداوم فعالیت افشا می شود این افشا معمولا به صورت بند توضیحی در گزارش حسابرس منعکس می گردد . با این حال ، AICPA مشخص ننموده نقطه تردید اساسی نشانگر چه نوع احتمالی است . به نظر می رسد معیار AICPA در مورد تردید اساسی با هدفی متمایز از معیارهای پیشامد های احتمالی ،« بعید ،ممکن و محتمل » انتخاب شده است .
در مبحث پیشامد های احتمالی چنانچه آن دسته از رویدادهای آتی که وقوع آنها منجربه زیانهای احتمالی می شود « محتمل » و زیان مربوط به گونه ای امکان پذیر قابل برآورد باشد باید تعدیلات لازم درحساب ها انجام پذیرد. با فرض وجود ارتباط تنگاتنگ میان عدم اطمینان نسبت به تداوم فعالیت و پیشامدهای احتمالی ، به طور کلی
آستانه احتمالات برای افشای عدم اطمینان از تداوم فعالیت ، با بهره گرفتن از معیار تردید اساسی ، بالاتر از بعید غیر یا غیر محتمل قرار می گیرد .
از این رو اگر احتمال وقوع رویدادی در دوره مالی بعید و تایید نامناسب بودن تداوم فعالیت بعید باشد، به نحوی که در انتهای پایین نمودار احتمالات نشان داده شود ؛
حسابرس اعتبار تداوم فعالیت را خواهد پذیرفت . احتمال بالای وقوع چنین رویدادی در دوره مالی بعدی و تایید نامناسب بودن تداوم فعالیت نشانگر درجاتی از تردید به شرح زیر خواهد بود:

  • اگر احتمال وقوع رویدادی ، که تاییدی برنامناسب بودن تداوم فعالیت است ، بین ۲۰% تا ۵۰% بر آورد شود ، تردید قابل توجهی درباره تداوم فعالیت وجود دارد .
  • اگر احتمال وقوع رویدادی که تاییدی برنامناسب بودن تداوم فعالیت است، بین ۵۰% تا۷۰% برآورده شود، بیانگر تردید اساسی درباره تداوم قعالیت می باشد.
  • اگر احتمال وقوع رویدادی که تاییدی برنامناسب بودن تداوم فعالیت است، ۷۰% یا بیشتر برآورد، شود نشانگر درجه بسیار اساسی از تردید درباره اعتبار تداوم فعالیت است در چنین شرایطی ، برای زیان های احتمالی در صورتهای مالی ذخیره منظور می گردد .
  • اگر احتمال وقوع رویدادی که تاییدی برنامناسب بودن تداوم فعالیت است، ۹۵% یا بیشتر تخمین زده شود، نشانگر اطمینان واقعی درباره عدم اعتبار تداوم فعالیت خواهد بود ، در این صورت این فرض نباید مورد استفاده قرار گیرد. در چنین شرایطی افشای مناسبی درباره عدم اعتبار تداوم فعالیت لازم خواهد بود. در چنین شرایطی افشای مناسب درباره مبنای حسابداری به کار رفته باید انجام گیرد [۲۲]

(جدول میزان اعتبار یا عدم اعتبار تداوم فعالیت)
۲-۷) اثرات تداوم فعالیت برحسابرسی
یکی از صاحب نظران اهمیت تداوم فعالیت را از نقطه نظر حسابرسی به شرح زیر بیان کرده است :
«تداوم فعالیت در مراحل گرد آوری مدارک و شواهد و تهیه و تنظیم گزارش حسابرسی ، همواره امری مفروض است ، ولی در وهله نخست حسابرسی باید به این
برداشت در رابطه با گرد آوری مدارک و شواهد توجه کند ، به عبارت دیگر تداوم فعالیت به عنوان یک اصل حسابرسی در نظر گرفته می شود و در نتیجه ، آنچه که درباره واحد تجاری مورد رسیدگی در گذشته صادق بوده ، در صورت نبودن مدارک و شواهدی که خلاف آن را ثابت کند ، در آینده نیز صادق خواهد بود .» [۲۳]
۲-۸) فرض تداوم فعالیت در ایران
ماده ۱۴۱ قانون تجارت در مورد توانایی شرکت برای تداوم فعالیت اشاره دارد :
اگر براثر زیان های وارده حداقل نصف سرمایه شرکت از میان برود هیأت مدیره مکلف است بلافاصله مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام را دعوت نماید تا موضوع انحلال یا بقاء شرکت مورد شور و رأی واقع شود . هر گاه مجمع مزبور رأی به انحلال شرکت ندهد باید در همان جلسه و با رعایت مقررات ماده این قانون سرمایه شرکت رابه مبلغ سرمایه موجود کاهش دهد .[۲۴]
در صورتی که هیأت مدیره برخلاف این ماده به دعوت مجمع عمومی فوق العاده مبادرت ننماید و یا مجمعی که دعوت می شود نتواند مطابق مقررات قانونی منعقد گرددهر ذینفع می تواند انحلال شرکت را از دادگاه صلاحیت دار در خواست کند » [۲۵]
استاندارد حسابرسی شماره ۵۷ ایران نیز رهنمودهای لازم در ارتباط با تداوم فعالیت واحد مورد رسیدگی را به دست می دهد .
بر اساس مفاد این استاندارد ؛ حسابرس درجریان برنامه ریزی و اجرای روش های حسابرسی و ارزیابی نتایج حاصل از آن باید مناسب بودن استفاده مدیریت را از فرض تداوم فعالیت در تهیه صورتهای مالی ،بررسی کند .
نمونه هایی از رویداد ها یا شرایطی که به تنهایی یا در مجموع ممکن است تردیدی عمده درباره وجود فرض تداوم فعالیت ایجاد کند ، به شرح زیر است. این فهرست، تمامی موارد ممکن را در بر نمی گیرد و وجود یک یا چند مورد از آنها نیز لزوماً به معنای وجود ابهام با اهمیت یا اساسی نمی باشد .
الف) نشانه های مالی :

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

  1. فزونی کل بدهی ها بر کل دارایی ها یا فزونی بدهی های جاری بر دارایی های جاری.
  2. نزدیک شدن سر رسید بدهیهای با شرایط غیر قابل تغییر که دور نمایی واقع بینانه برای پرداخت یا تمدید آنها وجود ندارد یا اتکای بیش از حد براستقراض کوتاه مدت برای تأمین مالی دارایی های بلند مدت .
  3. نشانه های قطع حمایت مالی از جانب دولت و یا بستانکاران.
  4. فزونی جریانهای خروجی بر جریانهای ورودی وجوه نقد حاصل از عملیات طبق صورتهای مالی تاریخی یا پیش بینی شده.
  5. نامساعد بودن نسبتهای مالی اصلی .

بررسی محتوای موضوعی داستان‌های کوتاه زنان ایرانی دهه‌ی هفتاد- قسمت ۲۹

دغدغه ی نویسندگان زن دهه هفتاد پس از پرداختن به مسائل عاطفی، طرح مسائل اجتماعی و فرهنگی می باشد که طبق بررسی های انجام شده به نظر می رسد که از میان مسائل اجتماعی و فرهنگی مطرح شده در مجموعه داستان ها به ترتیب فقر، اعتیاد، موردانتقاد قرار دادن یکی از رفتارهای غلط جامعه مثل: تجمّل گرایی، خودبینی و خرافه پرستی بیشترین بسامد را دارا می باشند.
این مسائل اجتماعی و فرهنگی مطرح شده یا مربوط به همان زمان وقوع داستان است و یا اینکه در تمام زمان ها ممکن است این مشکلات وجود داشته باشد و به دوره ی خاصّی تعلّق نداشته باشد. بدون شک هدف این نویسندگان از طرح این مسائل پیدا کردن راه حلّی برای اصلاح و رفع این مشکلات بوده است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

فقر و محرومیّت

از جمله مسائل اجتماعی پربسامدی که نویسندگان زن این دوره در داستان هایشان به آن اشاره کرده اند آن هم اغلب از نگاه شخصیّت های زن داستان ها، موضوع فقر و محرومیّت است. سعی این نویسندگان بر آن است تا از افراد فرودست و پایین جامعه که گرفتار فقر و پریشانی هستند، سخن بگویند و این اعتراضی باشد بر آن چه بر سر آ ن ها می رود. مثلاً در داستان «پاییز قمر» از مجموعه داستان راز کوچک و داستان های دیگر ما با زنی روبرو هستیم که فرزندش در اثر فقر بیمار می شود و می میرد و وقتی مادر خبر مرگ فرزند را به همسرش که شاگرد سبزی فروشی محلّه است، می دهد او بدون معطّلی به کلانتری می رود و با سوءاستفاده از جنازه ی پسر مرده اش از رئیس کلانتری جواز دست فروشی می گیرد تا بتواند درآمد بیشتری داشته باشد.
نویسنده در داستان «آن وقت ها» از مجموعه داستان در ایستگاه بعدی به توصیف زندگی فقیرانه پسری به نام غلام می پردازد که خواهر کوچکش زهره در اثر بیماری و فقر می میرد و پدرش هم که بی کار است مدام مادرش را کتک می زند. آن ها اوضاع آشفته ای دارند. غلام هم برای کمک به خانواده به سیگار فروشی روی می آورد. در آخر این فقر منجر به بزه کار شدن غلام می گردد. او در دوران نوجوانی تبدیل به دزد بسیار ماهری می شود که همراه با دوستان دوران کودکی اش شب ها به دزدی می رود.
راوی در داستان «بنفشه» از مجموعه داستان جمعه های بارانی به شرح حال زندگی خود می پردازد. او در خانواده ای بسیار فقیر در یکی از روستاهای رشت متولّد شده است. فقر آن ها تا جایی است که پدرش هر یک از فرزندان را برای کارگری به شهرها و روستاهای اطراف می فرستد تا بتوانند «شکم شان را سیر کنند» و فرزند کوچکشان را هم در ازای مبلغ کمی می فروشد. خود راوی هم باید در خانه ی ارباب کارهای طاقت فرسا انجام دهد.
یا در داستان «داوود» از مجموعه داستان زنده ها مرده اند پدر و مادر داوود به خاطر فقر و مشکلات مالی مجبور می شوند دختر بسیار زیبا و جوان خود را به عقد مردی پیر در بیاورند. آن مرد هم مدام دخترک را کتک می زند و برای کسب درآمد او را مجبور می کند با مردان دیگر رابطه داشته باشد.
در داستان «دزد کوچک» از مجموعه داستان زنده ها مرده اند نیز به طرح معضل فقر و محرومیّت پرداخته شده است. علی آقا در خانه ی زن و شوهر ثروتمندی کاری می کند. مادر او مریض است و باید عمل شود. ولی او که پولی در بساط ندارد مجبور می شود ساعت طلای خانم بزرگمنش همسر صاحب خانه را بدزد .در این داستان هم رابطه ی متقابل فقر و بزه کاری مورد کنکاش قرار می گیرد.
۲- اعتیاد: اعتیاد دومین مورد از مسائل اجتماعی مطرح شده در داستان های کوتاه این نویسندگان می باشد که بیشتر از جهت تأثیر مخرّب آن بر روابط بین افراد خانواده به آن توجّه شده است. به طور مثال در داستان «آقای هدایت به جا می آورید!»، از مجموعه داستان حنای سوخته راوی داستان که در حال نوشتن خاطرات روزمرّه اش است در مقابل تقاضای همسرش برای بچه دار شدن به او می گوید تنها در صورتی بچه دار خواهدشد که او اعتیاد را کنار بگذارد و حتی دو سال از زمان ترکش نیز بگذرد. راوی مدام از جانب دیگران که فکر می کنند او توانایی بچه دار شدن را ندارد مورد طعنه و سرزنش واقع می شود ولی با این وجود بر تصمیم خود استوار است. «گفتم : دیگه خسته شدم دیگه نمی خوام قرص بخورم. بهم گفت: کسی مجبورت کرده؟ گفتمش: قرارمونه، یعنی بود. اول دو سال ترک بعد بچه.» (ص۱۳۹).
امّا در داستان «بچه های شکرالله خان» از مجموعه داستان زنده ها مرده اند خانواده ای به تصویر کشیده می شود که در اثر فقر مالی و فقر فرهنگی و عوامل سیاسی و مسائل دیگر دچار اضمحلال شده است. سه پسر جوان این خانواده به دام اعتیاد کشیده شده و هر سه نفر آن ها به طور رقّت باری در اثر اعتیاد می میرند. نکته ی قابل توجه این است که پدر و مادر آن ها نه تنها از مرگشان ناراحت نیستند بلکه در واقع از این که آن ها را از دست داده اند خوشحالند زیرا دیگر باعث آبروریزی شان نمی شوند. «شکرالله خان فریاد خفیفی کشید و گفت: …کم از دستشون کشیدم؟ کم بی آبرویی برایمون به ارث گذاشتن؟ راحت شدیم باید جشن بگیریم، کاشکی اون یکی هم زودتر بمیره از شرش راحت بشیم.» (ص۲۶).

عکس مرتبط با سیگار

انتقاد از رفتارهای غلط اجتماعی

نویسندگان مورد بررسی در تعدادی از داستان هایشان با دیدی انتقادی به طرح یکی از رفتارهای نادرست اجتماعی که همه ی ما اغلب با آن ها سر و کار داریم می پردازند و درصددند تا با طرح این موارد راه حلی برای آن ها بیابند. این نویسندگان در مواردی به انتقاد از یکی از رفتارهای اجتماعی غلط بین افراد می پردازد.
به طور مثال در داستان «View» از مجموعه داستان سیلویا سیلویا نویسنده با دیدی انتقادی به بیان یکی از رفتارهای غلط اجتماعی آن هم تفاخر و به رخ کشیدن داشته ها می پردازد در این داستان خاله ثوری که سال ها در لس آنجلس زندگی کرده است برای مدّت کوتاهی به ایران و به منزل خواهرزاده اش فرشته آمده. اعضای خانواده تمام سعی و تلاش خود را به کار می گیرند تا در مقام میزبان اسباب راحتی و آرامش او را مهیّا کنند. ولی خاله ثوری بی وقفه از داشته ها و اتّفاقاتی که در محلّ اقامتش در لس آنجلس روی داده است حرف می زند. مثلاً او با دیدن منظره ی خانه ی فرشته دلش برای او می سوزد و گریه می کند و به آن ها می گوید که ویوی خانه ی او دریاچه ی بسیاری بزرگ و زیبای است و این رفتار او رفته رفته برای اعضای خانواده و حتی خواننده بسیار ناخوشایند و خسته کننده جلوه می کند.
یا در داستان «بازنشسته ها» از مجموعه داستان سلیویا سیلویا نویسنده با دید تیز بینانه و زبانی تلخ و گزنده به انتقاد از وضعیّت یکی از مهم ترین اقشار جامعه که بازنشستگان آموزش و پرورش هستند و پایه های فرهنگ یک ملّت را پی ریزی می کنند و اکنون در موقعیّتی از عمر به سر می برند که احتیاج به قدردانی و توجّه بیشتری دارند می پردازد. در این داستان بازنشسته ها می بایست در هوایی سرد و بارانی ساعت ها زیر چادرهای برزنتی منتظر بمانند تا اداره ی بازنشسته ها حکم جدیدی به آن ها بدهد این انتظار آن قدر طولانی می شود که آن ها را که اغلب مسن هستند و با عصا آمده اند کلافه می کند. چند مرد در صف مردها و چند زن در صف زن ها با یکدیگر دعوا می کنند و حتی به هم دشنام می دهند. یک خانم غش می کند و یک مرد هم دچار حمله قلبی می گردد و هر دو با آمبولانس برده می شوند. اوضاع آن قدر اسف بار است که آن بازنشستگان دیگر، آروزی مرگ می کند. «مردی را از صف آقایان کشان کشان بیرون می برند. –کنار برین، قلبش! قلبش! – والا راحت شد! – خوش به سعادتش!- کاش من جای اون بودم! … .» (ص۵۱).
در داستان «چرا اینجا هستم!» از مجموعه داستان سیلیویا سیلویا به انتقاد از رفتار جامعه و قدرناشناسی از نیروهای متخصّص و درگیرکردن بی مورد آن ها با مسائلی که هیچ نقشی در آن ندارند مطرح می گردد. راوی این داستان مهندسی به نام آقای ایرانی است که مردی آرام و به دور از جنجال است او که سال ها در مناطق محروم کار کرده و هدفش فقط خدمت به مردم بوده، اکنون حدود دو سال است که به زندان افتاده است و دلیلش را هم نمی داند. وی چند سال پیش طیّ قراردادی با یک سازمان دولتی متعهّد می شود ساختمان هفت طبقه ای برای آن سازمان بسازد. بد از اتمام کار طبق عادت همیشگی می رود که از زوایای مختلف ساختمان عکس بگیرد ولی در حین عکسبرداری به جرم عکس برداری از یک ساختمان دولتی دستگیر می گردد.
نویسنده در داستان «آینه» از مجموعه داستان زنده ها مرده اند. هم چند مورد از رفتارهای غلط اجتماعی را به باد انتقاد می گیرد.
اکرم زنی سی وهفت ساله و معلّم تاریخ است او بسیار حسود و انتقام جو است. به طور مثال او در زمان کودکی از هم کلاسی اش که به او گفته بود چشمانش شبیه قورباغه است کینه به دل گرفت و کاری کرد که او را از امتحانات محروم کنند. او همچنین همکارش را که در مدرسه در میان جمع با گفتن حرفی او را ناراحت کرده بود در کمال بی رحمی به ساواک لو می دهد. در زندگی خانوادگی هم به خانواده ی همسرش اجازه ی مراودت با آن ها را نمی دهد. او به خاطر گرفتن انتقام از همسایه بالایی اش به این دلیل که او را برای جشن تولّد فرزندش دعوت نکرده فلکه آب آن ها را بست تا آن ها نتوانند ظرف ها را بشویند و ….

جهل و خرافه پرستی

: یکی دیگر از مضامین مهم مطرح شده در داستان ها جهل و خرافه پرستی است شخصیّت های زن این داستان ها وقتی در زندگی با مشکلی برخورد می کنند به جای پیدا کردن راه حل به خرافه پرستی روی می آورند به عنوان مثال در داستان «خواهر بگو» از مجموعه داستان حنای سوخته با زنی عامی وبی سواد روبه رو هستیم که چهار بار باردار شده ولی همه ی آن ها سقط شده اند. او از روی ضعف و ناچاری به فال بین مراجعه کرده است. «سر ماه سوّم با مادرم رفتیم پیش آقا رسول فال بین هفت رنگ ابریشم خام و یک قفل ریزه هم خریدیم. آقا رسول شکمم را با جوهر قرمز جدول بندی کرد و با جوهر آبی پر کرد از عدد و نوشته ها. ابریشم ها را هم به هم تابید و انداخت دور کمرم قفل را هم انداخت سرش و بست. گفت که حالا اگر در چهار باد هم باشی تا این قفل به کمرت است بچه دنیا نمی آید.» (ص۱۴۹).

۴٫۱۱مسائل زنان

نویسندگان زن موردنظر، اغلب در آثارشان بطور غیرمستقیم و در کنار مسائل دیگر، به مسائل زنان هم توجه دارند. ولی در ۱۵ درصد از این آثار بطور مستقیم و بی پرده به این موضوعات پرداخته شده است. نگارنده در بررسی دقیق تمام داستان های کوتاه این نویسندگان هیچ رگه ای از اندیشه های فمینیسم ادبی مطابق با استانداردهای فمینیسم مطرح شده در ادبیات جهان ندیده است. در این آثار بیشتر به مصائب و مشکلات زنان پرداخته شده است با اینکه شخصیت اصلی در این داستان ها زن است ولی اعطای نقش اصلی به زنان در این داستان ها به معنای مقابله با برداشت های غالب از نقش زن در جامعه و خانواده نمی باشد، بلکه تنها منعکس کننده ی همین نقش در زمینه ای از ارزش ها و هنجار های غالب فرهنگی است. بنابراین پرداختن به مسایل زنان در این آثار را نمی توان به معنی به چالش گرفتن ایدئولوژی جنسیتی مسلط و طرح صدای خاص و ویژه ی زنان که برابری خواهانه و رهایی بخش است دانست.
تنها مضمون تکرار شونده و پر بسامد در این داستان ها مظلومیت زنان است که به انحای گوناگون روایت می گردد.که این مورد ظلم واقع شدن شخصیّت های زن داستان ها از چند بعد صورت می گیرد:
زنانی که از جانب همسرانشان موردظلم واقع می شوند، برای مثال در داستان «برای خوشبختی» از مجموعه داستان زنده ها مرده اند ما با زنی مواجهیم که همسری هوسباز و لاقید دارد و او از آنجایی که حضور لیلا را مزاحم خوشگذرانی هایش می بیند او را از خانه بیرون می اندازد و طلاق می دهد. او حتی از زیر بار نگهداری بچه هم شانه خالی کرده و به همه می گوید که ابوالفضل پسر او نیست و لیلا هیچ چاره ای جز برگشتن به خانه ی پدری اش نمی بیند.
زنانی که از جانب پدرانشان موردظلم واقع شده اند، مثلاً در داستان «آلما» از مجموعه داستان سیلویا سیلویا پدر آلما مردی بسیار متعصب است که بین پسران و دخترانش فرق گذاشته. او آرش و آرمان را برای تحصیل به خارج از کشور می فرستد وتمام امکانات پیشرفتشان را مهیا میکند ولی معتقد است که «آدم عاقل روی دختر سرمایه گذاری نمی کنه» (ص۱۲۹). بنابراین به آلما اجازه پیشرفت و تحصیل را نمی دهد و حتی بدون هیچ دلیلی او را از ازدواج با کسی که دوست می داشته محروم می کند.
زنانی که از جانب فرزندشان مورد ظلم واقع می شوند. در داستان مادر از مجموعه داستان زنده ها مرده اند همسر رقیّه از او می خواهد تا بین او و پسرشان احمد که از سربازی فرار کرده است یکی را انتخاب کند رقیّه هم احمد را انتخاب می کند در نتیجه همسرش او را طلاق داده و از خانه بیرون می کند. احمد پسری زورگو، بی کار و لاابالی است که مدام مادرش را به باد کتک می گیرد و او را مجبور می کند تا از همسایه ها پول قرض بگیرد. در آخر داستان رقیّه که در اتاقی ده متری زندگی می کند مجبور می شود یخچال و زیلوی زیر پایش را برای پرداخت کرایه خانه بدهد.

۴٫۱۲مسائل سیاسی

نگارنده در بررسی های انجام داده به این نتیجه رسیده است که زنان این دهه اقبال چندانی به طرح مسائل سیاسی مانند: جنگ، انقلاب، دوره اصلاحات و… نشان نداده اند و در نتیجه این مضامین کمترین بسامد را در آثارشان دارا می باشد که این توجه اندک به مسائل سیاسی هم بیشتر معطوف بر عواقب و پیامد های اجتماعی-روانی حاصل از آن است.
به عنوان مثال نویسنده در داستان «راز کوچک» از مجموعه داستان راز کوچک و داستان های دیگر به توصیف فضایی شفاف و روشن از جامعه ای عصیان زده و گرفتار در بحرا ن های اجتماعی ناشی از جنگ می پردازد. در واقع انتخاب محیط بیمارستان برای روایت داستان موقعیّت جامعه ی جنگی را به خوبی نشان می دهد. حسن آزرمی رزمنده‎ای است که در اثر اصابت خمپاره یک چشم و یک پایش را از دست داده است و در شرف نابینا شدن است. به همین خاطر نامزدش اشرف از ازدواج با او منصرف می شود. علاوه بر او ناهید دزفولی هم در بیمارستان وجود دارد او جنگ زده ای است که جنون آوارگی اختیار کلمات را از او گرفته و مدام در حال توهین کردن و دشنام دادن به اطرافیانش است. «ناهید دستهایش را روی زانو کوبید: خدا از من بدش می آید.کاری کرد که باز گیر این بی صاحب افتادم. این بالانشین ها بی دین اند. خدایا می شود یک روز این هواپیماها بیایند این جا را بمباران کنند. چیه؟ چرا باز جمع شدید؟… تا یک آژیر می کشند این زن های نازک نارنجی می پرند بغل شوهرهاشان. مگر ما زن نیستیم. گیس بریده ها … » (ص۴۲).
در داستان «چراغ های رابطه» از مجموعه داستان چراغهای رابطه وضعیت اسف بار پیرزنی توصیف می شود که تنهای تنها در خرم آباد و در زیر بمباران موشکی عراقی ها قرار دارد. او برخلاف تمام همشهریانش که به نقاط دیگر کشور پناه برده اند نمی تواند از خانه اش دل بکند ولی با آشفته تر شدن اوضاع علی رقم میل باطنی اش به خانه ی دخترش در بروجرد می رود. او در آنجا احساس بدتری دارد نوه هایش مدام سر به سرش می گذارند و او احساس سربار بودن می کند. در آخر داستان وقتی آنها برای در امان ماندن از موشک باران با ماشین در حال خارج شدن از بروجرد هستند یک بمب بزرگ جلوی ماشین آن ها می افتد اما برخلاف همه او فرار نمی کند و در اثر منفجر شدن بمب می میرد. «آقا رحیم گفت: ب …ب … بمبه. گلشکر در را باز کرد و پایین آمد و آقا رحیم با اسماء و بقیه به دنبال سر او پایین آمدند و شروع به دویدن کردند. و اما زیور، ملکه وار و خونسرد به پشتی صندلی تکیّه زده بود. نگاهش روی بمب افتاد. او به بمب و بمب به او … به هم زل زدند تا هر دو خسته شدند و نگاهشان در هم دوید و برای همیشه مات شد» (ص۱۴۴).
فصل پنجم
نتیجه گیری

فصل پنجم: نتیجه گیری

این پژوهش با هدف پاسخ به این پرسش که نویسندگان زن دهه هفتاد در ژانر داستان کوتاه بیشتر به چه موضوعاتی پرداختند، شکل گرفته است. نگارنده به منظور دستیابی به پاسخ در فصل دوم به بیان چگونگی پیدایش، رشد و تکامل داستان کوتاه پرداخته و پس از آن سیر داستان نویسی زنان همراه با اطّلاعات دقیق آماری و نمودار مورد بررسی قرار گرفته است.
فصل سوّم به معرفی نویسندگان منتخب، ارائه خلاصه ای از داستان های کوتاه ایشان-که شامل ۱۵۴ داستان کوتاه در قالب ۱۲ مجموعه داستان است- تقسیم نمودن این داستان ها در چهار دسته موضوعی (مسائل زنان، مسائل عاطفی، مسائل اجتماعی و فرهنگی، مسائل سیاسی) و نهایتاً ارائه جدول و نمودار، اختصاص داده شده است.
در فصل چهارم یافته ها و داده های آماری به دست آمده در فصل پیش، درصدگیری شد و همراه با ارائه شواهد متنی مورد بررسی قرار گرفت و نتیجه نهایی استخراج گردید و پاسخ هایی برای سؤالات تحقیق یافت شد که عبارت اند از:
مسائل عاطفی مانند تنهایی، ترس، مرگ و … با ۵۴% بیشترین مضمون را در آثار این نویسندگان به خود اختصاص داده است. پس از آن بیان مسائل اجتماعی و فرهنگی چون فقر، اعتیاد، خرافه پرستی و… با ۲۵% بیشترین دغدغه این نویسندگان محسوب می گردد و پرداختن به مسائل زنان مانند روزمرگی زندگی زنان، مظلومیّت زنان، زن در خانواده و… با ۱۵% در سوّمین جایگاه قرار دارد. در پایان مسائل سیاسی مانند: انقلاب، جنگ، مسائل سیاسی روز و… با ۶% کمترین بسامد را در آثار این نویسندگان نشان می دهد.
شخصیّت های داستانی اغلب داستان ها از میان خود زنان انتخاب شده است. نویسندگان با انتخاب شخصیّت و قهرمان زن تلاش کرده اند تا به بیان تجربیّات زنان در زمینه های مختلف بپردازند. نگارنده معتقد است که با توجّه به این که ادبیّات جهان از آغاز مرد محور بوده است، نویسندگان زن همواره تلاش می کنند تا آثاری با محوریّت زن بیافرینند تا از این طریق دریچه ای برای بیان احساسات و تجربیّات زنانه بگشایند.
شمار نویسندگان زن دهه هفتاد با یک جهش کمّی در قیاس با سال های پیش از انقلاب افزایش بسیاری را نشان می دهد. آثار نویسندگان زن این دوره از حیث توجه به تجربه های زنانه، ساده نویسی و رویکرد اجتماعی شباهت هایی به هم دارند.
از آن جایی که بسیاری از این داستان ها به گونه ای حدیث نفس و به شکل یادداشت های روزانه و خاطره نویسی است پس می توان نتیجه گرفت که زنان نویسنده این دوره در تلاش اند تا تفسیری از هویّت خود در رابطه با خانواده و جهان پیرامون به دست دهند. این نویسندگان بیشتر در مورد زندگی های خود سخن می گویند و در لابه لای گفت و گوهای درونی و بیرونی حوادث داستان در جست وجوی هویّت گمشده و ناشناخته ی خود هستند.
انتخاب زاویه ی دید در این داستان ها نیز اغلب به صورتی است که بینش و نگرش زنان را نمایش می دهد. این نویسندگان بیشتر از شیوه ی روایی دانای کل استفاده کرده اند و نگاه زنانه ی خود را از آن طریق منتقل نمودند. البتّه در شیوه ی روایت اوّل شخص یعنی راوی- قهرمان هم این بینش شخصیّت اوّل است که بیان می شود.
محتوای داستان های کوتاه زنان نویسنده ی دهه هفتاد بر خلاف پیش فرض نگارنده طرح مسائل زنان و جست وجو برای احقاق حقوق مساوی با مردان و به چالش گرفتن گفتمان های مردانه نبود بلکه مسائل عاطفی مانند مرگ، تنهایی، ترس و روابط خانوادگی و… مضامین و موضوعات محوری این داستان ها را تشکیل می داد.
طبق بررسی های انجام شده و آمار به دست آمده تعداد داستان هایی با موضوع ومضمون مسائل سیاسی در مقایسه با موضوع های محوری ذکرشده (مسائل زنان، مسائل عاطفی، مسائل اجتماعی و فرهنگی) کمترین بسامد را دارا می باشد. که این کم بودن داستان ها می تواند نشانگر این واقعیت باشد که نویسندگان زن این دوره توجه چندانی به مسائل سیاسی نداشتند و این می تواند به علت عدم آگاهی، نبود علاقه و اولویّت نداشتن این مسائل در قیاس با مسائل عاطفی، مسائل زنان و مسائل اجتماعی و فرهنگی باشد.
نوستالژی و غم غربت از مضامین و موضوعات رایج این داستان ها است. بازگشت به گذشته به صورت های متفاوت از موضوع های موردعلاقه ی تمام این نویسندگان می باشد. یادآوری دوران خوب کودکی و بازگشت به روزهای سرشار از شادی خردسالی هم از ویژگی های مشترک داستان ها به حساب می آید.
به طور کلّی بازگشت به گذشته همواره به امید پیدا کردن هویّت گم شده صورت گرفته است. در برهه های تاریخی هم هرگاه ملّت ها هویّت خود را گم کردند به دنبال آن در زوایای تاریخ گشتند. غیر از آن دلیل دیگری که می توان اقامه کرد این است که چون زنان در بزرگسالی دچار محدودیّت هایی در دنیای اطراف خود هستند، غم غربت، آن ها را به یاد روزهای آشنای کودکی می اندازد و دوستان و یاران همدم آن دوران را برای جبران خلأ روحی این دوران جست وجو می کنند.
بیان جزئیّات زندگی یا همان جزئی نگاری از ویژگی های مشترک آثار نویسندگان مورد بررسی می باشد. زبان همه ی این نویسندگان اغلب بر توصیف جزئیّات استوار است و می تواند از کنجکاوی های خاصّ زنانه باشد زیرا مردان کم تر به توصیف ریزه کاری ها و دقایق به ظاهر پیش پا افتاده خصوصاً درباره ی زندگی خانوادگی توجّه می کنند. امّا زنان با نگاه ظریف و دقیق خود می توانند بسیار سریع نکاتی را دریابند که مردان قادر به درک آن نیستند.
اطناب و پرگ
ویی هم در اکثر این آثار دیده می شود و مزید علّی همان بیان جزیی نگری است.
در کل، داستان های این مجموعه ها اغلب با سخن گفتن های فراوان آرایش می یابد که گاهی این سخن گفتن با خود و گاهی هم با زنان دیگر صورت می گیرد.
نکته حائز اهمیت این است که با وجوداینکه آنان در آثارشان توجّه زیادی به زنان دارند و اغلب شخصیّت های زن را در کانون توجّه خود قرار داده اند با این حال اصول داستان نویسی در آثارشان کمرنگ است. این نویسندگان به عنوان یک زن توانسته اند صفات و عواطف زنان را در قالب گفتگوها و رفتار شخصیّت های داستان نشان دهند. آن ها زندگی سرد و بی روح زنانی را که به دلایل اجتماعی سیاسی، فرهنگی در جامعه جایگاه و نقطه اتکایی ندارند و مورد بی مهری همگان واقع می شوند به تصویر می کشند ولی در استفاده از تکنیک های نویسندگی بالاخص داستان کوتاه کارنامه درخشانی را از خود به جا نگذاشته اند.
نویسندگان زن این دهه در آثار خود در پی برتری دادن زنان بر مردان نبوده و به بنیان های خانوادگی معترّض نیستند. در اغلب آثار آن ها «خانه» فضای ذهنی شخصیّت های زن داستان را پر می کند؛ اگر چه هر از گاهی تنش و برخوردی با شخصیّت های مرد داستان ها تصویر می شود اما عکس العملی طبیعی است که هر انسانی چه زن چه مرد در مواجهه با تحقیر، توهین، خیانت و ستم از خود نشان می دهد. در اغلب این آثار زنان تابع و در حاشیه هستند.
در کلّ این نویسندگان توانسته اند تجربیّات و احساسات زنانه را تا حدّی بازتاب دهند خصوصاً به مسائل عاطفی مانند تنهایی و ترس، مرگ و … بیشتر پرداخته اند. و نوعی هم دلی و هم حسّی عاطفی با خواننده خصوصاً خواسته زن ایجاد می کنند و توانسته اند صورت های مختلف بی عدالتی هایی را که نسبت به زن روا شده در آثارشان به نمایش بگذارند.
فضای این داستان ها فضای زندگی امروز است. در شهرهای بزرگ، آپارتمان های کوچک، تنهایی های عمیق. در این داستان ها حوادث محیرالعقول رخ نمی دهد و حادثه همان زندگی روزمرّه است و نویسندگان زن، به جای تأکید بر نقش تاریخی شخصیّت های آثار خود، می کوشند به جهان داستان از ورای حساسیّت ها و تبحّرهای ذهنی راوی و حس تشخیص فردی او شکل ببخشند. از این رو، در آثارشان ذهنیّتی امروزی تر را به نمایش می گذارند. چون درصدد پاسخ گویی به نیاز آگاه شدن از هویّت فردی برآمده اند و شناخت حال و هوای زمانه نیز از ورای توجّه به احوال خویشتن صورت می گیرد.
از آنجا که ادبیّات داستانی در ایران سابقه طولانی ندارد، نویسندگان ایرانی هنوز نتوانسته اند به قلّه های رفیع این نوع ادبی مانند نویسندگان بزرگ جهان برسند. طبعاً زنان که دیرتر از مردان دست به آفرینش های داستانی زده اند، ضعف هایی دارند که این ضعف ها می تواند ریشه در عوامل مختلفی ریشه داشته باشد، از جمله چون نداشتن موقعیّت خاصّ اجتماعی و فراغت لازم که به پرورش استعدادهای خود همّت گمارند.

پیشنهادات: